الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشهاى
318
الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)
مىشود نظير ملكه عدالت كه هر كس داشته باشد غالباً او را از وقوع در حرام نگهدارى مىكند و نظير مقام نفس ملهمة كه « الهمها فجورها و تقواها » مىباشد . سؤال 542 . آيا ميان عصمت انبيا و اوليا ( عليهم السلام ) فرق است ؟ اگر فرقى نيست چرا به طور متعارف كلمه معصوم درباره آنها به كار نمىرود ؟ جواب : مراد از تعبير به چهارده معصوم ، معصومين در دين اسلام است و منافاتى با عصمت ساير انبيا و اوصيا ( ع ) ندارد . سؤال 543 . آيا امامان ( عليهم السلام ) شارع هستند يا متشرع ؟ جواب : در روايات ( اصول كافى ، ج 1 ، ص 265 باب التفويض الى رسول الله ( ص ) و الى الأئمه ( عليهم السلام ) فى امر الدين ) وارد شده كه امر احكام تفويض شده به پيغمبر اكرم ( ص ) و ائمة ( عليهم السلام ) ولى معناى آن روايات در جمع آن است كه قول خود آنها سند و حجت است و دليل ديگرى مثل ورود در قرآن مجيد از آنها نبايد مطالبه شود و در بعضى تمسك شده به آيه « ما آتاكم الرسول فخذوه و مانهاكم عنه فانتهوا » و معناى آن ، اين است كه امر و نهى ايشان حجت است و در بعضى روايات در مورد صدور حكم بر وجه تقيه از امام ( ع ) ، تفويض تطبيق شده و در بعضى تعبير شده به اين كه حكم ايشان را خداوند متعال اجازه كرده است . از اين مجموع بر مىآيد كه پيغمبر و ائمه ( عليهم السلام ) نظر به اين كه به مقام والائى رسيدهاند كه مىتوانند ملاكات كلى احكام را درك كنند حكم ايشان حكم خدواند متعال است كه نبايد رد شود . نظير شخصى كه به درجه اجتهاد مىرسد و فتواى او بر خود او و مقلدين او حجت است و اگر مجتهد نباشد چنين نيست ، با اين تفاوت كه بر مجتهد غير معصوم خطا هم جايز است ولى معصومين ( عليهم السلام ) خطا ندارند و اين معنى خود يك نحو تفويض است و معناى تفويض اين نيست كه ايشان مبين حكم الله نيستند بلكه مستقل هستند در حكم بلكه معناى آن ، اين است كه آن بزرگواران به مقامى از علم رسيدهاند كه از طريق غير وحى و غير سماع هم مىتوانند احكام الله را بدست آورند و هرچه بفرمايند